السيد موسى الشبيري الزنجاني

808

كتاب النكاح ( فارسى )

كرد و فقط براى تأكيد خوب است . البته اگر دو روايت فقيه و كافى يكى بود ، ممكن بود نقل فقيه را قرينه قرار دهيم كه عبد الله بن يحيى كاهلى نيز روايت را مستقيم شنيده است ، ولى چون روايت‌ها مختلف است « 1 » ، نمىتوان به اين امر اطمينان يافت . از سوى ديگر ، چندان مسلم نيست كه جملهء « و اظننى قد حضرته » ، كلام عبد الله بن يحيى كاهلى است ، بلكه ممكن است كلام راوى قبل از او ، على بن الحكم باشد كه وى گمان دارد كه خود نيز مستقيماً اين روايت را از ابو احمد كاهلى شنيده است . بنابراين احتمال ، ابو احمد كاهلى در سند روايت واقع است و نامعلوم بودن وى به اعتبار روايت صدمه وارد مىكند . 7 ) كلام مرحوم آقاى حكيم و مرحوم آقاى خوئى قدس سرهما آقاى حكيم ( ره ) پس از دو مسامحه كه در نقل روايت آورده‌اند ، مىفرمايند : سائل با تعبير « احملها و اقبلها » ، از حكم حمل و تقبيل سؤال كرد و امام عليه السلام ممنوعيت در دامن قرار دان را جواب داده‌اند ، از پاسخ امام عليه السلام معلوم مىگردد كه حمل و تقبيل جايز است و تنها « وضع على الحجر » ممنوع است . مرحوم آقاى خوئى ( ره ) دربارهء نقل كافى مىفرمايند كه چون تقبيل و حمل در سؤال سائل ذكر شده و امام عليه السلام در پاسخ فقط حكم در دامن نهادن را ذكر كرده‌اند ، از حرمت وضع در حجر ، اولويت حرمت تقبيل و حمل دختر بچه استفاده مىشود ، ولى دربارهء صحيحهء فقيه كه امام عليه السلام فرموده‌اند « لا تضعها فى حجرك » ، مىفرمايند كه نمىتوانيم اولويت ادعا كنيم ، چون تقبيل و حمل در سؤال سائل درج نشده است ، كأنّه ثبوتاً اولويتى در كار نيست . فرمايش مرحوم آقاى خوئى ( ره ) كاملًا بر خلاف فرمايش مرحوم آقاى حكيم ( ره ) است كه فرموده‌اند از

--> ( 1 ) علاوه بر اختلاف متنى دو نقل ، در نقل كافى ، سائل ابو احمد كاهلى ، و در نقل فقيه ، احمد بن النعمان است ، بنابراين ، عبد الله بن يحيى كاهلى ، يك سؤال و پاسخ امام عليه السلام را نقل نمىكند و دو سؤال و پاسخ حضرت را نقل مىكند .